close
تبلیغات در اینترنت
شعر دو کاج
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
شعر دو کاج
نوشته شده در پنجشنبه 12 بهمن 1396
بازدید : 29
نویسنده : paria

در کنار خطوط سیم پیام خارج از ده دو کاج روئیدند


سالیان دراز رهگذران آن دو را چون دو دوست میدیدند

یکی از روز های سرد پاییزی زیر رگبار و تازیانه باد


یکی از کاج ها به خود لرزید خم شدو روی دیگری افتاد

گفت ای آشنا ببخش مرا خوب درحال من تامل کن


ریشه هایم زخاک بیرون است چند روزی مرا تحمل کن

کاج همسایه گفت با تندی مردم آزار از تو بیزارم


دور شو دست از سرم بردار من کجا طاقت تورا دارم

بینوا راسپس تکانی داد یار بی رحم و بی مروت او

سیمها پاره گشت و کاج افتاد برزمین نقش بست قامت او

مرکز ارتباط دید آن روز انتقال پیام ممکن نیست


گشت عازم گروه پی جویی تا ببیند که عیب کار از چیست

سیمبانان پس از مرمت سیم راه تکرار بر خطر بستند


یعنی آن کاج سنگدل را نیز با تبر تکه تکه بشکستن

و حال نسخه جدید این شعر زیبا


در كنار خطوط سیم پیام خارج از ده دو كاج روئیدند


سالیان دراز رهگذران آن دو را چون دو دوست می‌دیدند


روزی از روزهای پائیزی زیر رگبار و تازیانه باد

یكی از كاج ها به خود لرزید خم شد و روی دیگری افتاد


گفت ای آشنا ببخش مرا خوب در حال من تأمل كن

ریشه‌هایم ز خاك بیرون است چند روزی مرا تحمل كن


كاج همسایه گفت با نرمی دوستی را نمی برم از یاد


شاید این اتفاق هم روزی ناگهان از برای من افتاد

 

مهربانی بگوش باد رسید باد آرام شد، ملایم شد

کاج آسیب دیده ی ما هم کم کمک پا گرفت و سالم شد


میوه ی کاج ها فرو می ریخت دانه ها ریشه می زدند آسان



ابر باران رساند و چندی بعد ده ما نام یافت کاجستان



محمدجواد محبت




:: موضوعات مرتبط: ادب و هنروفرهنگ ,
:: برچسب‌ها: شعر دو کاج , محمدجواد محبت , دو کاج(نسخه قدیم) , ثانیه ها ,



مطالب مرتبط با این پست
.



می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی